غزل شمارهٔ ۵۲۰۴

غزلیات

نیست نم در جوی من چون گردن مینای خشک
یک کف خاک است برسرمغزم از سودای خشک

نقطه خال پریرویی اگر مرکز شود
می توان صددور چون پرگارزد باپای خشک

می شود نقد حیاتش همچو قارون خرج خاک
هرکه از عقبی قناعت کرد با دنیای خشک

نسبت دشت ختن باوادی مجنون خطاست
لاله را خون درجگر شد مشک ازین صحرای خشک

نیست غیر از مغز ما سوداییان بی دماغ
زیر چرخ آبگون پیدا شود گر جای خشک

در سر کوی تو پایم تا به زانو در گل است
من از دریا گذشتم بارها با پای خشک

می رساندم پیش ازین از شیشه خالی شراب
می خلد می در دلم امروز چون مینای خشک

قمریان را در نظر گشته است چون سوهان روح
پیش نخل آبدارش سرو رابالای خشک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}