غزل شمارهٔ ۵۴۲۰

غزلیات

خاک را از آب روی خود گلستان می‌کنم
قطره‌ای تا در بساطم هست طوفان می‌کنم

آنچنان کز لفظ گردد معنی بیگانه دور
در سواد شهر جولان در بیابان می‌کنم

گرچه از قسمت دم آبی نصیب من شده است
صد دهان زخم را چون تیغ خندان می‌کنم

از جهان آب و گل تا دست شُستم چون مسیح
دست در یک کاسه با خورشید تابان می‌کنم

تیر باران حوادث تر نمی‌سازد مرا
خواب راحت همچو شیران در نیستان می‌کنم

دیدهٔ من تا سفید از گریه چون دستار شد
خواب در یک پیرهن با ماه کنعان می‌کنم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}