غزل شمارهٔ ۵۷۱۰

غزلیات

به حرف تلخ ز لبهای یار خرسندم
چو طوطیان نبود چشم بر شکر خندم

مرا مکن ز سر کوی خود به خواری دور
که من به یک نگه دور از تو خرسندم

اگر علاقه به مجنون من ندارد عشق
چرا از چشم غزالان کند نظربندم

چو سرو و بید ز بی حاصلی کفایت من
همین بس است که آسوده دل ز پیوندم

به خون بیگنهان نیست تشنه غمزه تو
چنین که من به وصال تو آرزومندم

رسیده است به جایی جنون من صائب
که هیچ کس ز عزیزان نمیدهد پندم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}