غزل شمارهٔ ۵۸۸۴

غزلیات

ما تلخی جهان به رخ تازه می کشیم
این زهر را زیاده ز اندازه می کشیم

محتاج اشک ما نبود آب و رنگ حسن
از سادگی به چهره گل غازه می کشیم

آشفتگی است لازم جمعیت حواس
بیجا ز چرخ منت شیرازه می کشیم

افسرده است مستی ما چون خمار ما
ما جام را به تلخی خمیازه می کشیم

از گل هزار حلقه رنگین درین چمن
در گوش عندلیب ز آوازه می کشیم

می سوزد از شفق نفس خونچکان ما
تا همچو صبح یک نفس تازه می کشیم

بیشی کمی است شوق چو افتاد بی شمار
دریا کشیم و باده به اندازه می کشیم

چون بلبل دراز نفس منت بهار
صائب درین چمن پی آوازه می کشیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}