غزل شمارهٔ ۵۸۸۷

غزلیات

چون صبح خنده با جگر چاک می زنیم
در موج خیز خون نفس پاک می زنیم

هر جا که موج حادثه ابرو بلند کرد
ما چون حباب پیرهنی چاک می زنیم

همت به هیچ مرتبه راضی نمی شود
در دام، فال حلقه فتراک می زنیم

در سردسیر خاک که یک روی گرم نیست
جوشی به زور شعله ادراک می زنیم

چون کاروان ریگ به منزل نمی رسیم
چندان که قطره بر ورق خاک می زنیم

ناخن حریف آبله دل نمی شود
بر قلب شیشه خانه افلاک می زنیم

صائب کدام غبن به این می رسد که ما
داریم می به ساغر و تریاک می زنیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}