غزل شمارهٔ ۵۹۰۲

غزلیات

آتش به دل از گرمی این مرحله دارم
پا بر سر گنج گهر از آبله دارم

آتش به زر اینجا نفروشند و من خام
گرمی طمع از مردم این قافله دارم

آن راهنوردم که تهی پایی خود را
پیوسته نهان از نظر آبله دارم

از سلسله زلف کسی طرف نبسته است
عمری است که من ربط به این سلسله دارم

مینای فلک ظرف می عشق ندارد
کی طاقت این می من بی حوصله دارم؟

گویند به هم مردم عالم گله خویش
پیش که روم من که زعالم گله دارم؟

صائب به جز از سینه خود چاک زدن نیست
شغلی که درین عالم پر مشغله دارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}