غزل شمارهٔ ۶۲۸۴

غزلیات

می کند آن که علاج دل بیچاره من
کاش می داشت خبر از دل آواره من

از تماشای دو عالم نشود سیر نگاه
هر که گردید بدآموز به نظاره من

بس که سیراب شد از گریه من، می آید
کار سنگ یده از مهره گهواره من

باده آتش، پر پروانه بود پرده شرم
این سخن را بچشانید به میخواره من

صائب از اهل وفا پاک شد آفاق و هنوز
از جفا سیر نشد یار جفاکاره من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}