غزل شمارهٔ ۶۳۶۹

غزلیات

خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
زنهار بر چراغ سحر آستین مزن

افتاده را دوباره فکندن کمال نیست
آن را که خاک راه تو شد بر زمین مزن

کافی است بهر سوختنم یک نگاه گرم
آتش به جانم از سخن آتشین مزن

بگذار چشم فتنه خوابیده را به خواب
ناخن به داغ سینه اندوهگین مزن

انصاف نیست آیه رحمت شود عذاب
چینی که حق زلف بود بر جبین مزن

چون شیشه توتیا شود از سنگ فارغ است
بر سنگ خاره شیشه ما بیش ازین مزن

خواهی که گیرد از تو سپهر برین حساب
زنهار ناشمرده قدم بر زمین مزن

صائب به گوشه دل خود تا توان خزید
زنهار حلقه بر در خُلدِ برین مزن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}