غزل شمارهٔ ۶۵۲۱

غزلیات

شکفتگی نشود سبز در چمن بی تو
به اشک شمع زند غوطه انجمن بی تو

عنان برق و نسیم خزان و سیل بهار
نرفته اند ز دست آنچنان که من بی تو

ز شبنم و چمن بود تازه رو چون گل
شده است برگ خزان دیده ای چمن بی تو

بگیر پرده ز رخسار لاله زار و ببین
که کاسه کاسه خون می خورد چمن بی تو

گل حضور وطن بوده است دیدن دوست
حضور دل به سفر رفت از وطن بی تو

ز ما توقع پیغام و نامه بی خبری است
گره فتاده به سررشته سخن بی تو

به چشم شبنم این بوستان گل افتاده است
ز بس گریسته در عرصه چمن بی تو

به می گریختم از هجر تلخ، ازین غافل
که داغ تازه کند باده کهن بی تو

جدا ز آینه طوطی سخن نمی گوید
چگونه صائب انشا کند سخن بی تو؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}