غزل شمارهٔ ۶۹۹۳

غزلیات

با دختر رز دگر نشستی
پیمان خدای را شکستی

دنبال هوای نفس رفتی
سررشته عهد را گسستی

گر توبه ترا شکسته می بود
کی توبه خویش می شکستی؟

بی وزن و سبک چو باد گشتی
از شاخ به شاخ بس که جستی

کردند ترا به آستین دور
چون گرد به هر کجا نشستی

آتش به تو دست یافت آخر
هر چند که چون سپند جستی

موی تو سفید گشت، بنمای
باری که ازین شکوفه بستی

دامان تو روز حشر گیرد
خاری که به زیر پا شکستی

بر شیشه آسمان زنی سنگ
از جام غرور بس که مستی

دور تو به سر رسید صائب
وز جهل، هنوز لای مستی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}