شمارهٔ ۲۰ - فی المرثیه

کتاب المراثی و المصائب

اشک من رشک فراتست و سرابس خونست
یا رب این بحر چه بحری‌ست که آبش خونست

عرصه کرب و بلا موج زند چون دریا
وه چه دریا که همه موج و حبابش خونست

ز گلستان نبی دهر گرفته است گلاب
چه گلی بود ندانم که گلابش خونست

این نه عیش است و عروسی ز برای قاسم
گر عروسی است ز بهر چه خضابش خونست

شه دین را نرسد جرعه آبی در کام
تشنه جان می‌دهد و تا برکاتش خونست

شاهد بزم وفا زینب غمدیده چرا
نیست بر چهر حجابش که نقابش خونست

نه همین خو نشده جاری ز دو چشم (صامت)
خامه و دفتر و دیوان و کتابش خونست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}