شمارهٔ ۹

غزلیات

از آن ندیده کسی آفتاب روی تو را
که پرده گشته تجلی رخ نکوی تو را

توان گذشت ز هر آرزو ولی هرگز
ز دل بدر نتوان کرد آرزوی تو را

کسی که نیست اسیر تو کو که من به جهان
به گردن همه بینم کمند موی تو را

مراد رهرو دیر و کنشت و کعبه توئی
که جمله در طلب افتاده اند کوی تو را

کجا به غیر دهد فتنه جهان نسبت
کسی که دیده چو من چشم فتنه جوی ترا

سواد چین و ختا را دهم به شکرانه
به چنگ آرم اگر زلف مشگبوی ترا

چنان که بلبل شوریده وصف گل گوید
صغیر ورد زبان کرده گفتگوی ترا

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}