شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

زمین گوئی به پیش پای عشق است
کفی افلاک از دریای عشق است

ز اول تا به آخر آنچه بینی
به بازار جهان سودای عشق است

در این مستان لایعقل شب و روز
بپا هنگامه و غوغای عشق است

بگفتم عقل چبود عاشقی گفت
گل خود رویی از صحرای عشق است

صف محشر زند بر هم ز مستی
هر آنکو مست از صهبای عشق است

ز دنیا کم نکوهش کن که آن را
چو نیکو بنگری دنیای عشق است

دو عالم صورت عشق است آنگاه
در این صورت علی معنای عشق است

صغیر از آرزوها دل تهی کن
که یکدل داری آن هم جای عشق است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}