شمارهٔ ۳۳

غزلیات

دردی دارم که گفتنی نیست
ور گفته شود شنفتنی نیست

باغی است دلم ز داغت، اما
باغی که گلش شکفتنی نیست

داند همه کس غمم، که عشقت
گنجی است، ولی نهفتنی نیست

افسانه ی وصل تا نباشد
چشمم شب هجر خفتنی نیست

گردی است در آستانت آذر
اما گردی که رفتنی نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}