شمارهٔ ۲۳۹

غزلیات

بندهٔ پادشهی باش که درویش بود
پا بدنیا زده و عاقبت اندیش بود

نیست هرگز خبری پیش ز خود باخبران
کانکه دارد خبری بی خبر از خویش بود

گر خدا می‌طلبی از دل درویش طلب
بخدا عرش الهی دل درویش بود

پس از این راست رو و پیش رو قافله باش
راست رو در همه جا از همه کس پیش بود

پیش بدگو منشین تا نشوی رنجه از او
روش و عادت کژدم زدن نیش بود

چه ستمها که ز بوجهل رسید احمد(ص) را
خویش را دشمن نزدیک همان خویش بود

اهل هر کیش که هستی ز من این نکته شنو
کان پسندیدهٔ هر ملت و هر کیش بود

مکن آزار دل خلق که سنجیده صغیر
این گناهی است که از هر گنهی بیش بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}