شمارهٔ ۲۹۸

غزلیات

نه ملک دان سبب افتخار خویش و نه مال
که این بود ز فنا ناگزیر و آن ز زوال

بدولتی که ندارد فنا اگر داری
بناز بر همه و آن هست علم و عقل و کمال

بطبع اهل دل ار بایدت شدن مطبوع
بدان که دیده دل بنگرد بحسن خصال

برآر از دل خود ریشهٔ عداوت را
که این شجر ثمرش نیست غیر رنج و ملال

در وفا و محبت بکوب تا که شود
گشوده بر رخت از هر طرف در اقبال

جهان و هر چه در آن هست زیر پر گیرد
اگر همای محبت ز هم گشاید بال

صغیر به ز محبت گهر نمی یابی
ببحر فکر کنی غور اگر هزاران سال

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}