شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
با این غم بی پایان میسوزم و میسازم

در بزم فراق ای دوست شب تا بسحر دایم
چون شمع سرشک افشان میسوزم و میسازم

بی روی تو شد عالم زندان بلا بر من
با محنت ا ین زندان میسوزم و میسازم

پویای ره کویت جویای گل رویت
با خار در این بستان میسوزم و میسازم

حرمان وصال تو آتش زده بر جانم
با آتش این حرمان میسوزم و میسازم

از طعن رقیب آذر دارم بجگر‌اما
با سرزنش عدوان میسوزم و میسازم

مانند صغیر از دل آهم شرر انگیزد
با این نفس سوزان میسوزم و میسازم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}