شمارهٔ ۳۳۰

غزلیات

عشق یارب چه قماریست که نشناخته‌ایم
با وجودیکه به نزدش دل و دین باخته‌ایم

یوسفا ما به تماشای ترنج ذقنت
دست ببریده و بر خویش نپرداخته‌ایم

گرچه هم پنجهٔ شیریم بهنگام مصاف
پیش آهوی دو چشمت سپر انداخته‌ایم

بر تن ما نکند آتش دوزخ اثری
که بآتشکدهٔ عشق تو بگداخته‌ایم

ای صبا چند پریشان کنی آن گیسو را
ما برای دل خود خانه در آن ساخته‌ایم

دست صاحب علمی کرده علم قامت ما
ورنه ما رایت هستی نه خود افراخته‌ایم

عمر معدوم شد و هیچ نگفتیم صغیر
که بمیدان وجود از چه سبب تاخته‌ایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}