شمارهٔ ۳۵۵

غزلیات

یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
بخت نگون ببین که نگون گشته چاه من

از من جمال خویش نهان کردنت ز چیست
ماند مگر بروی تو جای نگاه من

زلفت که آشیان دلم بود شد پریش
بنگر فلک چه کرد به روز سیاه من

دادم عنان به عشق و ندانم چه میکند
کوه غم تو با تن مانند کاه من

زاهد شکست جام من ای می‌کشان شهر
ساقی کجاست تا که شود دادخواه من

شهریست پر ز دشمن و من یک تن ضعیف
آه از دمی که دوست نباشد پناه من

امروز می‌پرستی و مستی کند صغیر
ای می‌فروش باش بفردا گواه من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}