شمارهٔ ۳۷۱

غزلیات

زان سفله وجودی که شریر است عدم به
دستی که به آزار علم گشت قلم به

آندل که باندوه کسان خرم و شاد است
پیوسته گرفتار به اندوه و علم به

آنکو قلمش گرم سیه کاری و فتنه است
با تیغ جدا بند ز بندش چو قلم به

ایثار مکن در حق نااهل که صد ره
امساک در این باب ز ایثار و کرم به

قول بشر و فعل بشر راست به آری
آن ابروی جانانه و تیغ است که خم به

لامذهبی اسباب خرابی جهانست
با ترک صمد باز پرستش ز صنم به

از دیر و حرم روی بدل کن که بتحقیق
این خانه یار است و ز دیر و حرم به

گم گوی صغیر و مفزا رنج و ملالت
صحبت بد و نیک آنچه گه باشد همه گم به

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}