شمارهٔ ۳۷۵

غزلیات

ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
اندر این خانه ندانم ز کجا‌ آمده‌ای

به به ای گنج گرانمایه در این ویرانه
جای کس جز تو نباشد چه به جا آمده‌ای

ما کجا دولت وصل تو کجا پندارم
راه گم کرده و در خانهٔ ما‌ آمده‌ای

جان نثار رهت ای خسرو خوبان که ز لطف
بهر پرسیدن احوال گدا‌ آمده‌ای

چه جفاها که ز هجران تو دیدم صد شکر
که کنون بر سرم از راه وفا آمده‌ای

به از این برگ و نوایی نشناسم که ز مهر
به سراغ من بی‌برگ و نوا آمده‌ای

من نه خود در خم چوگان غمت گو شده‌ام
تو به دنبال من بی‌سر و پا آمده‌ای

گر نخواهی که چو من بوسه زنی بر لب او
به لب ای جان من خسته چرا آمده‌ای

گل‌رخی گر نربوده است قرار از تو صغیر
همچو بلبل ز چه در شور و نوا آمده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}