شمارهٔ ۳۹۲

غزلیات

ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
از یک نظاره حاجت ما را روا کنی

مائیم دردمند و توئی عیسی زمان
باید که درد خسته دلانرا دوا کنی

چون نیست بر می‌تو بهائی در این جهان
اکرام آن به باده کشان بی بها کنی

وان جان و سر که گیری و آنگاه می‌دهی
منت نهی چرا که فنا را بقا کنی

میخانهٔ تو وقف و بنازم به همتت
کاین کار را برای رضای خدا کنی

هر صبحگاه میرسدم بر مشام جان
آن بوی می‌که همره باد صبا کنی

گر زر مس وجود ز جودت شود رواست
تو خاک را به یمن نظر کیمیا کنی

گر نیستی تو مظهر لطف خدا ز چیست
بینی ز ما خطا و مزید عطا کنی

داری اگر ز لطف نظر جانب صغیر
سلطانی و تفقد حال گدا کنی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}