شمارهٔ ۴۷

غزلیات

کسی که بنده عشقست جاه را چه کند
مقیم خلوت خورشید ماه را چه کند

نشسته بر سر خاکست و چرخ زیر قدم
گدای میکده اورنگ شاه را چه کند

کشد سر ار فکند عرش سایه بر سر او
سر برهنه ز هستی کلاه را چه کند

هزار بادیه گو بیش باش راه طلب
رسیده است بمقصود راه را چه کند

شئون بیحد ذاتست حد ذاتی دل
رسوم مدرسه و خانقاه را چه کند

ز کس پناه نجوید گدای دولت فقر
پناه سلطنتست او پناه را چه کند

امیر مملکت بارگاه فقر و فناست
فقیر مملکت و بارگاه را چه کند

پناه میبرم از دست زلف دوست بدوست
جز آنکه داد دهد دادخواه را چه کند

گرفت بی مدد غیر یار پست و بلند
شکوه شاه حقیقت سپاه را چه کند

گناه عیب بود شاه عیب پوش صفا
به غیر آنکه بپوشد گناه را چه کند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}