شمارهٔ ۶۲

غزلیات

آنانکه در صراط صعود ولایتند
از حق نزول کرده و بر خلق آیتند

رایت زدند بر ز بر بام امر و خلق
در خطه امارتشان زیر رایتند

کونین در تغیر و مستان جام عشق
در کوی میفروش بظل حمایتند

مفتی کند روایت و در راه کوی فقر
واماندگان قافله اهل درایتند

در پیشگاه عشق گدایان ره نشین
صاحب سریر دولت بدوند و غایتند

در بحر موج خیز فنا کشتی نجات
بر آسمان فقر نجوم هدایتند

معشوق در نهایت حسنست و در خفاست
با آنکه عاشقان رخش بی نهایتند

گر غیر روی یار ببینند در وجود
اهل شهود در خور جرم و خیانتند

قومی که رسته اند ز وهم و خیال نفس
در بارگاه عقل امیر کفایتند

بگذشته از تقید جانند و قید جسم
وارسته از تعین شکر و شکایتند

ای دل ز اهل مدرسه بگریز کاین گروه
مخدوم بنده اند ولی بی عنایتند

در آستان میکده فقر خاک باش
ای تشنه لب که دردکشان در سقایتند

ما محرم معاینه و همرهان هنوز
در پرده حدیث و حجاب روایتند

این سبطیان سر زده از موسی کمال
از نیل رسته اند و بتیه غوایتند

جمعی که خوانده درس دل از مدرس صفا
در شارع حقیقت شرع ولایتند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}