شمارهٔ ۸۱

غزلیات

روشن شب عالمی ز ماه است
و ز مهر تو روز من سیاه است

در راه تو دین و دل فکندیم
برخاک چه جای مال و جاه است

از ما همه جان و سر فشاندن
و ز جانب دوست یک نگاه است

از فتنه ی فوج غمزه دل را
در سایه ی زلف او پناه است

چون دست به فرق ما نسودی
بگذار قدم که خاک راه است

دل جویی عاشقان مسکین
در کیش شما مگر گناه است

با سرو و مه آن عذار و قد را
تشبیه کمال اشتباه است

نه مه را کس به برقبا دید
نه سروی را به سر کلاه است

از دیر سخن مران صفایی
با شیخ که ز اهل خانقاه است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}