شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

نقاب از تمام رخ بتی شوخ برگرفت
دل نیم سوز ما از این شعله در گرفت

بتان با کمان و تیر ز مردم ربوده دل
بت من هزار دل به لعل و گهر گرفت

گرآنان دل کسان به حنظل برند و زهر
دل از من نگار من به شهد و شکر گرفت

وفا داریم چو دید پسندید و برگزید
ز دل دادگان همه مرا در نظر گرفت

به خشک و تر از دو کون کسی سود و صرفه برد
که خاک در تو را به آب خضر گرفت

خرد خیره و خجل شد از نقص این کمال
که خاک ره ترا برابر به زر گرفت

صفایی یکی به چرخ بگو دیگر آفتاب
نتابد که شهر ما فروغ از قمر گرفت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}