شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

سحرگهان که صبا نافه گستری می کرد
به باغ گل ز غمت پیرهن دری می کرد

به بوی موی تو سنبل به خویش می پیچید
به شوق روی تو بلبل سخنوری میکرد

هوا به رنگرزی درچمن چو بر می خاست
غمت به روی من آغاز زرگری میکرد

بدان امید که گردد بهای خاک درت
رخم مقابله با زر جعفری می کرد

توخود به دست کرامت ز پای بنشستی
وگرنه سرو کجا با توهمسری می کرد

نظر بدو توخود انداختی وگرنه کجا
به چشم شوخ تو نرگس برابری میکرد

صفایی از همه خیل خط فروشان کاش
خودی ز روی صفا از ریا بری می کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}