شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

برس به داد دل ما که پادشاهی چند
رسیده اند به فریاد داد خواهی چند

گهی به زخمی و گاهم به مرهمی بنواز
به سوی ما فکن از مهر و کین نگاهی چند

کشد فراق چو ما را بدو سپار چرا
به گردن تو فتد خون بی گناهی چند

به خون من چه بود پاسخت که هست مرا
ز زلف و غمزه و خال و رخت گواهی چند

کدام شب به امیدی که روز از آن گذری
به سر نکرده ام از عمد خاک راهی چند

به صید صوفی و زاهد به دیر و کعبه خرام
خراب ساز کلیسا و خانقاهی چند

به حلقه حلقه ی گیسو بری ز ره دل ما
به راه خلق کنی از طناب چاهی چند

به دیده طره ی ترکان مرا نماید راست
ز خجلت خم زلف تو رو سیاهی چند

مبند باد به چنبر، به هاون آب مسای
چسود زین دو صفایی در اشک و آهی چند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}