شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

باید دلی که درک معانی کند ز پند
باید سری که گوش دهد پند سودمند

هوشی مرا که فهم سخن می نمود نیست
دیوانه را چه سود سرون به گوش پند

او خود نبود حور و بر این حیرتم که بود
پیدا چو سمع ساعد سیمینش از پرند

ز آن زلف مشکسا گرهی بر رخم گشای
گر بسته ای کمر که رهانی دلم ز بند

ز آن چهر و قد چو سرو و چو سوری که حسن یار
حجت فراشت در نظر کوته و بلند

خوارم اگر به چشم تو دارم ولی امید
کز عز خاکبوس درت گردم ارجمند

افغان و اشک و انده و آسیب تا به کی
تاب و توان و طاقت و تسلیم تا به چند

نامد صفایی ار مژگان منع اشک ما
کس کی به راه سیل ز خاشاک بسته بند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}