شمارهٔ ۲۷۸

غزلیات

باخاک ره اگر فلک آرد برابرم
نگذارد از حسد که نهی پای بر سرم

در ره گذاشت چشمم و بر خاک ره گذشت
خاکم به فرق باد که ازخاک کمترم

آرام دل به زلف دلارام بسته بود
دردا که رفت دلبر و نگذاشت دل برم

من با کمال یاسه به وصلت امیدوار
این دولت از کجا شود آیا میسرم

در گلشنم ز بال فشانی چه دل گشود
ای کاش پیش از این به قفس ریختی پرم

بی سایه ی سهی قد سروت به سیر باغ
بر دیده برگ بید زند تیغ خنجرم

تف دلم ز خشک لبی گر یقینت نیست
اینک گواه سوز درون دیده ترم

با روی زرد و اشک روان خوشدلم که شد
ملک غمت مسخر از این گنج و لشکرم

نتوان علاج هجر صفایی به صبر کرد
باید درین مجاهده تدبیر دیگرم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}