بند ۷

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

آن راد سر به نوک سنان بر سزا نبود
و آن پاک تن به لجه ی خون در سزا نبود

آن جسم تابناک و سر پاک را مگر
جز خون و خاک بالش و بستر سزا نبود

آن تن که خلعت آمدش از حله های خلد
عریان به خاک معرکه بی سر سزا نبود

وقت قتال شاه ملایک سپاه را
از آه و اشک رایت و لشکر سزا نبود

چون صید تیر خورده به چنگ سگان شام
شیرحجاز واله و مضطر سزا نبود

بر داغ نوجوان پسر آن ناتوان پدر
اشکش به خاک و آه بر اختر سزا نبود

بر قصد یک تن ار همه خود بت پرست نیز
یک دشت تیغ و نیزه و خنجر سزا نبود

یک قلب وتیغ های مجدد زهی ستم
یک جسم و تیرهای مکرر سزا نبود

آن را کش اختران زره و خود و مهر و ماه
از خار و خاره جوشن و مغفر سزا نبود

و آنرا که اطلس فلکش طرف آستین
خاک سیاه خلعت پیکر سزا نبود

شمعی که چشم عقل از او کسب نور کرد
خامش فتاده در ره صرصر سزا نبود

فلک نجات و لنگر ایجاد و بحر جود
در شط خون چو حوت شناور سزا نبود

ظلمی که رفت بر شه دین زان سپاه دون
در حق هیچ ظالم کافر سزا نبود

آهنگ قتل و غارت و انداز اخذر و اسر
بر زادگان شافع محشر سزا نبود

آری همیشه پیشه ی دوران چنین گذشت
گردون به کام دشمن ارباب دین گذشت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}