بند ۴۹

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

چون عمر خویش قافله را در گذر ببین
از کربلا به کوفه مرا ره سپر ببین

تشویش و اضطراب بهر جان و دل بجوی
تغییر و انقلاب بهر بوم و بر ببین

هر روز و شب به منزل و ره این سفر مرا
از ریگ راه و اشک روان خواب و خور ببین

بنیان عیش و مرگ مرا در حضر بپای
سامان ساز و برگ مرا در سفر ببین

دل همنشین و ناله ندیم اشکم آشنا
رهزن رفیق و سلسله ام راهبر ببین

بعد از تو ای پدر به جهان سینه ی مرا
ناچار پیش تیر بلاها سپر ببین

چشمی به این غریب مریض از تعب نگر
لختی به این اسیر و یتیم از پدر ببین

یک چشم برخود افکن و یک چشم سوی من
هم بر پدر نظر کن و هم بر پسر ببین

این بی حیا حرامی هیچ احترام را
سوی حریم خود همه نظاره گر ببین

هر شنعتی که خصم زند در درون ما
صد ره فزون بتر ز سنان سینه در ببین

مرغان آشیان خود از چرخ تا تذرو
پابند دام نایبه بی بال و پر ببین

اینجا سرت به نیزه و فوجی نظرکنان
در محضر یزید هم از این بتر ببین

تا خون گرفت آن مژه هردم به دل مرا
از داغ خویش یک رگ و صد نیشتر ببین

ما را که پیشگاه بود بارگاه قرب
منزل بهر خرابه ی بی بام و در ببین

سامان رزمگه ز سرشکش گل اوفتاد
ز آن رو مرور میر و سپه مشکل اوفتاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}