بند ۶۸

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

بر تشنه کامیش نه همین بحر و بر گداخت
گیتی تمام زیر و زبر خشک و تر گداخت

تنها فرات ز آتش خجلت بر او نسوخت
از شرم وی محیط همی تا شمر گداخت

دریا و رود از دم وی برمدر گریست
صحرا و کوه از غم او برحجر گداخت

ثابت به جای خود ز سها تا سهیل سوخت
سایر به پای خود ز زحل تا قمر گداخت

این آتش از چه خاست که تا شعله برکشید
ذرات ملک جمره صفت سر به سر گداخت

از فرقه تا ردا همه را تار و پود سوخت
از صعوه تا هما همه را بال و پر گداخت

کیهان به کید عشق بتان را بهانه کرد
عشاق تن به تن همه را آن شرر گداخت

از تیشه ی تحسر و تأثیر سوگ اوست
فرهاد اگر به سر زد و مجنون اگر گداخت

اصناف خلق، دیو و پری تا بهیمه سوخت
افراد نوع جن و ملک تا بشر گداخت

حیوان خود از نبات و نبات از جماد بیش
انسان ز جن و جن ز ملک سخت تر گداخت

تنها به خوف خواهر و دختر نخورد خون
هم سوخت بر برادر و هم بر پسر گداخت

بر خواهران خوار غریبش کمر خمید
بر دختران خرد یتیمش جگر گداخت

برآن نساء یاره و سنجوق سیم سوخت
برآن بنات خاتم و خلخال زر گداخت

آن بزم را که سقف و زمین عرش و فرش بود
از اشک و آه زیر فرو شد زبر گداخت

از کج مداری فلک این فتنه راست شد
درباره ی حسین، آنچه خواست شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}