بند ۱۰۶

ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی

بر درج خشک اوکه و مه لعل تو گریست
بر جای اشک لعل دل از هر بصر گریست

هر فردی از وحوش به سبکی دگر گداخت
هر صنفی از طیور به طرزی دگر گریست

غمناک و شاد نوع ملک در فلک فسرد
آزاد و عبد جنس بشر سر بسر گریست

هر ذره ذره در همه آفاق تحت و فوق
بر کشتگان کوی وفا بود اگر گریست

ابری سیه ز آه یتیمان به پای خاست
از شش طرف هوا به زمین پر به پر گریست

در بزم این عزا پدر چرخ و مام خاک
نالید هم به دختر و هم بر پسر گریست

اکناف شرق و غرب سرا پا تمام سوخت
اطراف خاوران همه تا باختر گریست

این مجلسی است عام که از اختصاص آن
مسکین ره نشین و شه تاجور گریست

افتاد رخنه در دل سنگ او هجوم غم
از ضعف بنیه کوه به سر زد کمر گریست

زیبا و زشت پیر و جوان مرد و زن گداخت
پنهان و فاش پست و فرا بوم و بر گریست

درکارخانه مالک هر تار و پود سوخت
بر آشیانه صاحب هر بال و پر گریست

چون این دو نیز موجب اجرای کارهاست
هم سوخت بر رقیه قضا هم قدر گریست

بر این یتیم با همه بی رحمی و غرور
دشمن ز بسکه سوخت دلش ناگزر گریست

هامون و دشت و دره بر آن کام خشک سوخت
جیحون و نیل و دجله بر آن چشم تر گریست

در ماتم رقیه که سرمایه ی غم است
خون گرید از زمین و زمان باز هم کم است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}