شمارهٔ ۹

غزلیات

کرده بپا قامت نشسته قیامت
تا چه کند در قیامت آن قدر و قامت

خیز و برافراز قامت ای بت چالاک
بین ز قیامت شود چگونه قیامت

بر دهن او مگر بحرف و تبسم
ره نبرد هیچکس بهیچ علامت

دل زد و عالم سفر نمود و بکویت
بی‌خبر از خود فکند رحل اقامت

توبه چه باک ار شکست و وسوسه شد کم
عمر خم افزون سر پیاله سلامت

لب چه غم ارتر نکرد ز آب خرابات
زاهد خشکی که خورده نان لئامت

از لب جان پرور تو زنده شدش دل
عیسی مریم که داد، دادکرامت

بر در رندان صفی بفقر و فنا رو
زانکه در آن حلقه نیست جای فخامت

خرقه بسوزان که میفروش نگیرد
بر گرو نیم جرعه دلق امامت

شیخ عبث می‌کند نصیحت رندان
او به ریا درخور است و ما به ملامت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}