صفی علیشاه
بخش ۳۱ - البارقه
بحرالحقایق
شود ظاهر بسالک در اوایل
یکی نوری و گردد زود آفل
مرا آنرا بارقه خوانند سلاک
که بر دل همچو برق آید ز افلاک
ز افلاکم غرض گردون روحست
که از وی قلب سالک را فتوح است
صفی علیشاه
بحرالحقایق
شود ظاهر بسالک در اوایل
یکی نوری و گردد زود آفل
مرا آنرا بارقه خوانند سلاک
که بر دل همچو برق آید ز افلاک
ز افلاکم غرض گردون روحست
که از وی قلب سالک را فتوح است
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}