بخش ۱۹۳ - العارف

بحرالحقایق

ز عارف گوش کن گر مرد راهی
بذات و وصف و فعل حق گواهی

بود عارف کسی کو را دهد حق
شهودش در صفات و ذات مطلق

و ز آن اشهاد او را هست حالی
که باشد معرفت بی احتمالی

ز حالی کز شهودش گشت حادث
همانا معرفت را اوست باعث

بود فعلش خدائی زانکه بیناست
بفعل حق از آن شد کار او راست

بمیرد جمله از خلق و صفاتش
شود پس بر صفات‌الله حیاتش

شود در ذات حق ذاتش چو فانی
خود آنرا عارف ارخوانی توانی

چنین شخصی بمعنی حق‌شناس است
جز این عارف شدن و هم و قیاس است

هر آنچیزی که بروی واقعی تو
باو بر قدر دانش عارفی تو

بحق چون ره ندارد علم و ادراک
ز خود باید در او فانی شدن پاک

که از راه فنا عارف توان شد
ز سر من عرف واقف توان شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}