صفی علیشاه
بخش ۴۰۸ - المستهلک
بحرالحقایق
بود مستهلک آن فانی بالذات
که باقی زو نماند رسم و عادات
چو در ذات الاحد گردید فانی
نماند ز او نشانی در نهانی
همانا بعد استهلاک اشیاء
بود آنوجه هو باقی و برجا
چو غیری باوجود او نشاید
از آنرو غیر او مستهلک آید
صفی علیشاه
بحرالحقایق
بود مستهلک آن فانی بالذات
که باقی زو نماند رسم و عادات
چو در ذات الاحد گردید فانی
نماند ز او نشانی در نهانی
همانا بعد استهلاک اشیاء
بود آنوجه هو باقی و برجا
چو غیری باوجود او نشاید
از آنرو غیر او مستهلک آید
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}