شمارهٔ ۱۰

غزلیات

بارها گفته امت واحد و اثنی و ثلاث
کین جهان کهنه اساس است منه در وی اثاث

حدث جمله سگان است چو دنیا، این دم
آب می کن طلب و دست بشو زین احداث

سور نوروز دمیدند، بده ساقی می
آمد اموات ریاحین به در از هر اجداث

دو موافق به هم و شیشه میهای کهن
در چمن خوش بود اثنا که چنین گشت ثلاث

با غم و درد بساز ای دل بیچاره من
چون ترا آمده این ز آدم خاکی میراث

ببر از جور فلک جانب میخانه پناه
مگرت باده حمرا برساند به غیاث

صوفیا حاصل دنیای دنی مرداریست
چو خبیث است تو دل می ننهی بر اخباث

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}