بخش ۲۱

دیوان اطعمه

رخ تو مظهر انوار ربی الاعلی است
که صنع بی حد و اندازه اندرو پیداست
در جواب او

رسید عید صیام و جهان پر از غوغاست
بیا که موسم عیش و کلیچه و حلواست

اسیر حب نبات است جان شیرینم
ز شوق ماهی قندی دو دیده ام دریاست

به روز عید سعیدست هر که در عالم
به پیش دیده او، نان و قلیه و بغراست

کلیچه راز چه آرای می کند خباز
به خط و خال چه حاجت رخی که او زیباست

کلنبه پیرهن قرمشی از آن پوشید
که هست عید و به خوبان حریر زرد نواست

زرشک صحنک فرنی همیشه پالوده
ز خود بریده و پیوسته لرزه بر اعضاست

چو کله در سر صوفی مستمند امروز
هوای صحبت جان پرور رخ گیپاست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}