بخش ۱۰۶

دیوان اطعمه

نانوشته مانده است
در جواب او

آن کس که خورد کاسه اوماج سیر داغ
از وی عجب مدار تو آشفتگی دماغ

صحن مزعفری که به دست آورد کسی
دارد دلش ز لذت و عیش جهان فراغ

چون زلبیا نگاه کن اندر تمام دهر
نشکفته است یک گل احمر ز هیچ باغ

قناد را نگر که در آن شیشه های او
رخشنده قرص صندل و لیموست چون چراغ

ای خرم آن زمان که بود بر حلیم گرم
در پیش من کشیده بود مطبخی ایاغ

ترشی چو با برنج مزعفر بدید گوشت
گفتا قرین شدست به هم عندلیب و زاغ

چون مهر دعوت است سرشته به جان او
صوفی به دهر چاره ندارد ازین بلاغ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}