شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

مپسند از درت ای دوست غمین برخیزم
نه چنان آمده بودم که چنین برخیزم

ای خوش آن لحظه که در بزم نشست تو و من
پی خدمت چو غلامان ز کمین برخیزم

هر که برخاست ز کوی تو پشیمان گردید
بچه امید من خاک نشین برخیزم

منم آن صبح سعادت که از آن خواب گران
نگران بر رخت ای ماه جبین برخیزم

دم آخر مرو از دیده که من از سر جان
به امید نگه بازپسین برخیزم

بودم راه اگر در حرم وصل طبیب
می‌توانم ز سر خلد برین برخیزم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}