شمارهٔ ۱۱۹

غزلیات

چه خونها در دل ایام کردیم
که صبحی را بمستی شام کردیم

چه می بود آن، که تا در جام کردیم
وداع ننگ و ترک نام کردیم

مسلمانان درین مدت چرا گوش
بحرف زاهد خود کام کردیم

شکایت نیست ما را هیچ از غیر
که ما خود خویش را بدنام کردیم

هزاران شکر کز دلهای غمناک
غمی در یوزه دردی وام کردیم

بمرغان اسیر از ما بشارت
که طرح آشیان در دام کردیم

از آن از دیده خوبان فتادیم
که در پاس وفا ابرام کردیم

طبیب از ما که می‌گوید به مستان
که ما عهد نوی با جام کردیم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}