شمارهٔ ۷۳

غزلیات

فرصت عهد جهان از صبح هستی یک دم است
رنگ و بوی باغ امکان همچو مهر شبنم است

برگ گل در باغ از باد خزان تاراج شد
در بر بلبل نگر اکنون لباس ماتم است!

در نوای پرده عشاق ما مضراب نیست
نغمه ساز محبت بس که بی زیر و بم است

من شهید ابرویم با جوهر تیغش قسم
سرخط بختم نگون چون نام اندر خاتم است

گرچه باشد در جهان از نام من آوازه‌ای
آنچه ظاهر می‌شود از این نگین نقش غم است

آنقدر در آتش شوق محبت سوختم
دود آهم در لوای عشق اکنون پرچم است!

وصل داری آرزو باید شدن از دلبری
در حریم حرمت دلدار دل نامحرم است

بگذرید ای ناجوانمردان ز سودای هوس
شهرت جود و سخا مخصوص نام حاتم است!

من همی‌بینم به فکر خویش طغرل دم به دم
هرچه در آیینه اسکندر و جام جم است!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}