شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

رفت جان بر باد و دور از وصل جانانم هنوز
رهنورد ساحت صحرای هجرانم هنوز

پر شد از دور قضا پیمانه‌ام از عهد او
با وفای عشق او در عهد و پیمانم هنوز

کفر زلفش می‌کند هر دم ز من تاراج دین
باز می‌گویم که من از اهل ایمانم هنوز

ماه را کردم شبیه عارضش هنگام بدر
لیک از آن کرده بیجا پشیمانم هنوز!

با ادیب عشق خواندم سال‌ها درس جنون
در سلوک عاشقی طفل دبستانم هنوز!

سینه صد چاک شد با تیر مژگانش هدف
زان سبب زحمتکش خار مغیلانم هنوز

داشتم طغرل خیال کاکلش شب تا سحر
از تصورهای گیسویش پریشانم هنوز

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}