شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

از تبسم لعل او چون غنچه خندان است و بس
بر جراحت‌های قلبم یک نمکدان است و بس

گر نباشد مدعا عرض نیاز خویشتن
از عرق بر روی ساحل موج طوفان است و بس

تحفه دیگر ندارم درخور عرض ادب
پیشکش در پیش تیغش جوهر جان است و بس

صد کتاب حکمت درس جنون را خوانده‌ایم
یک جهان دیوان ولی یک بیت ویران است و بس

نسخه‌های جوهر تیغش نمی‌دانم ولی
آنقدر دانم که او یک مد احسان است و بس

گرچه می‌ریزد به خاک هر دری صد آب رو
مدعای سائل از ابرام یک نان است و بس

ظلمت زلفش که یارب خط اسکندر مباد
در خیال‌آباد هستی یک شبستان است و بس

دم به دم موج حیا گل می‌کند از روی او
کز عرق بر عارضش جوش گلستان است و بس

طغرل از زیر و بم عشقش مرا معلوم شد
بر دلم از ناله‌هایش یک نیستان است و بس!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}