شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

در محفل رقیبان رویت شکفته گل گل
با ما رسید نوبت کار تو شد تغافل

اندر محیط عشقت عمریست ناخدایم
افکنده خویشتن را در کشتی توکل

مژگان کشیده صف صف چشمان سحر سازت
قصد کدام داری با این همه تجمل؟!

شور طرب فزاید از خنده دهانت
وصف تو را نماید مینا به بانگ قل قل

با یاد عارض تو گل جامه را دریده
بی‌تو به باغ و گلشن در آه و ناله بلبل

داغ است لاله را دل از حسرت جمالت
خون می‌خورد ز لعلت پیوسته شیشه مل

آشفته روزگارم طغرل به دور زلفت
بادا همیشه ما را تا حشر این تسلسل!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}