شمارهٔ ۲۷۴

غزلیات

آه از جوش صفای طبع معنی‌زای من
زنگ غم آیینه‌سان بگرفته سر تا پای من!

عاقبت از دست نیرنگ زلیخای قدر
گوشه زندان محنت شد چو یوسف جای من!

مهر راحت دشمنم گردیده از بخت سیه
دوستان را نیست هرگز ذره‌ای پروای من!

تا شدم من محرم میخانه بزم وجود
باده عشرت نخواهی یافت از مینای من!

مشتری اقبال نظمم لیک در بازار دهر
جز قماش غم نباشد دیگری سودای من!

دستبند دعوی‌ام بود حلقه زلف بتان
زان سبب شد بسته بی‌زنجیر اکنون پای من!

گشتم از تهمت اسیر دوزخ قهر عدو
یاد چون گلزار جنت منزل و مأوای من!

طغرل از جور فلک گشتم اسیر قید غم
گرنه لطف حق ببخشاید به حالم وای من!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}