شمارهٔ ۲۹ - لباس مرگ

غزل‌ها

لباس مرگ بر اندام عالمی زیباست
چه شد که کوته و زشت این قبا به قامت ماست

بیار باده که تا راه نیستی گیرم
من آزموده‌ام آخر بقای من به فناست

گهی ز دیدهٔ ساقی خراب گه از می
خرابی از پی هم در پی خرابی ماست

ز حد گذشت تَعَدّی کسی نمی‌پرسد
حدودِ خانهٔ بی‌خانمان ما ز کجاست

برای ریختنِ خونِ فاسدِ این خلق
خبر دهید که چنگیز پی خجسته کجاست

بگو به هیئت کابینهٔ سر زلفش
که روزگار پریشان ما ز دست شماست

چه شد که مجلس شوری نمی‌کند معلوم
که خانه خانهٔ غیر است یا که خانهٔ ماست

خراب مملکت از دست دزد خانگی است
ز دست غیر چه نالیم هر چه هست از ماست

اگر به حالت عدلیه پی برد شیطان
کند مدلل تقصیر ز آدم و حواست

ببین بنای محبت چه محکم است، شکست
به طاق کسری خورده است و بیستون برجاست

اگر که پرده بیفتد ز کار می‌بینی
به چشم، عارف و عامی در این میان رسواست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}