شمارهٔ ۳۲ - دل خوار کرد

غزل‌ها

دل خوار کرد در بر هر خار و خس مرا
نگذاردم به حال خود این بوالهوس مرا

از بس که غم کشیده مرا سر به زیر پر
خوش‌تر ز عالمی شده کنج قفس مرا

پرسد طبیب درد دلم را چه گویمش
چون نیست اهل درد همین درد بس مرا

با هرکسی ز مهر زدم دم چو خود نبود
اهل وفا نگشت یکی دادرس مرا

مستم رها کنید بگریم به حال خویش
مست آنقدر نیم که بگیرد عسس مرا

چون نورسیده‌ام ز ره ای پیر می‌فروش
از آن شراب کال یکی کام رس مرا

چنگی به دل نمی‌زندم نغمه‌های عود
ای تار و نی شوید دمی هم‌نفس مرا

گفتم که بد معرفی عارف شدی و گفت
«این نام نیک تا ابدالدهر بس مرا!»

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}